فقط؛ کمی برای خودم - نامه ای به پدر

مستند حیات وحش (حیات) مستند حیات وحش (حیات)
محبوبترین و جدیدترین مستند جهان
کیفیت عالی زیرنویس فارسی اورجینال
سریال آشنایی با مادر
4 فصل کامل با زیر نویس فارسی !!
نسخه خانگی و کامپیوتری DivX
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : سه شنبه 11 دی 1386 در ساعت 11:49
نویسنده : هادی     موضوع : و اما عشق
عنوان : نامه ای به پدر

پدر عزیزم سلام

 

ندیده، دلتنگتان شده ام. از روزی که چهره ی مصمم تان را در قاب همیشه چشمان محمد دیده ام به بودنتان افتخار کرده ام. گرمای وجودی که نوزده سال پس از رفتنش همچنان توان قدم های محکم فرزندانش است. محبتی که در نگاه مادر موج می زند و آرامشی که در خنده هایش سرد می نشیند تا روزهای ندیدنتان را تاب آورند. بی قراری که در معصومیت دخترانتان موج می زند همه نشان از بزرگی شما دارد. مردی که سخت کوشید و کوتاه ماند. همیشه شنیده بودم که خوبان کوتاه می مانند و سکوت را زندگی می کنند. اما نداشتن وجودی که همه وجود است، لبخند بزنید و باور کنید که  سخت است.

 

جنس سختی تازه آشنایی مثل من، هیچ گاه همانند سکوت و خلسه خانه بعد از سفر شما نمی شود، آنهایی که همیشه در طنین سکوت شان لحن کلام شما، نگاه شما و رفتار شما موج می زند، دلتنگی که در دفتر خیال حک شده باشد را من با کدام مضراب می توانم شاد کنم! نیاز حس کردن دست های شما، پناه شانه های پدرانه یتان را، لمس صدایتان را چه کسی جز حضور همیشه قاب عکس تان پاسخ خواهد گفت...

 

پدر عزیزم، آن لحظه که مادر شیرینی قند را همراه زمزمه هایش هدیه پیوندمان می کرد حضور نگاه شما، اشک چشمان محمد و رضایت شما،  لبخند کودکانه ی من شد تا به امید دعای خیرتان قدم در مسیری بگذاریم که شادی هم و دردمند هم باشیم. مطمئنم و می دانم دیدن پسرتان در لباس دامادی ضیافتی را در عالم شما داشته است. شمایی که نفس هایتان زنده است و کلامتان روشن و نگاهتان برق همیشه چشمانمان است.

 

می خواهم و آرزو دارم که آرام ِ محمد باشم، شنوای گل دخترانتان باشم و صبور مادر! می خواهم فرزند شما و همدم خانه شما باشم. می خواهم سکوت باشم در بی تابی محمد، در دلتنگیش و باران چشمانش. در حسی که  بسان روزهای کودکی و چه بسا بیشتر به حضورتان نیاز دارد و حسرت در آغوش کشیدن دوباره ی شما رویای لحظه های تنهاییش می شود. می خواهم قاصد شما باشم، خبرآور روزهای شاد خانه ی دل فرزندانتان. خنده های از ته دل و بلندشان، شادی های پیاپی شان و محرم حریم کوچکشان. می خواهم به نام خانوادگی شما که چندی است برآن می خواننم جزیی از شما و انیس شما باشم. 

 

دستانم کوتاه است تا گرمای آغوشتان را بوسه زنم، اما رویای شما را هر آن در نگاه خانه ارج می نهم و آرامش و شادی جاودانه شما را از حضرت دوست خواستارم.                                         

                                                                                                مریم